به نام حضرت دوست
( هر انديشه اي كه در غالب هنر نگنجد ماندني نيست )
باسلام
اميدوارم اين وبلاگ بتواند شما علاقه مندان هنر معرق را در يادگيري و خلق آثار زيبا ياري نمايد ،
مقدمه :
دير زماني است كه از كشور عزيزمان ايران به نام سرزميني هنر خيز و هنر پرور ياد شده است و از غني ترين فرهنگ و هنر برخوردار بوده است . از ميان صنايع ظريفه اي كه در اين كشور به آن پرداخته مي شود هنر معرق است كه از صنايع سنتي و مانا به شمار مي رود .
انشاالله ، گام به گام و ممارست بسيار با يكديگر در راه پويايي و شكوفا شدن هر چه بيشتر اين رشته گام برداريم .
همان گونه كه ميدانيد هنر معرق چوب ، يكي از رشته هاي پر پيشينه و ماندگار صنايع دسني ايران است .
تعريف صنايع دستي :
از مجموعه ي تعاريفي كه براي صنايع دستي گفته شده است ، به نظر ميرسد تعريف زير كه توسط گروهي از كارشناسان سازمان صنايع دستي ايران ارائه شده ، دقيق تر و جامع تر باشدچرا كه با وضعيت فعلي اين هنر ـ صنعت ارزنده انطباق بيش تري دارد :
صنايع دستي به مجموعه يي از هنـر ـ صنعت ها اطلاق مي شود كه به طور عمده با استفاده از موارد اوليه ي بومي و انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد به كمك دست و ابزار دستي ساخته مي شود كه در هر واحد آن ذوق هنري و خلاقيت فكري صنعتگر سازنده به نحوي تجلي يافته و همين عامل وجه تمايز اصلي اين گونه سمحصولات از مصنوعات مشابه ماشيني و كارخانه اي است .
هنر معرق در طبقه بندي صنايع دستي در رديف 18 با توجه به مواد اوليه ي مصرفي و يا شيوه و روش ساخت آن قرار گرفته است .
تعريف هنر معرق كاري :
ترسيم نگاره ها و نقش هاي سنتي زمينه ي چوبي يا سراميك و خالي كردن داخل خطوط نگاره ها و پر كردن فضاي خالي شده به وسيله قطعات آماده شده ي چوبي ، سراميك ، فلزي ،صدفي و سنگي را معرق كاري گويند .
خلاصه تاريخچه هنر معرق :
در ايران اين هنر ، ابتدا به صورت كاشي معرق در دوران حكومت ايلخانيان مغول پديدار شد كه به صورت نقشهاي هندسي و اسليمي انجام ميگرفت و بعدها در دوران حكومت قاجار به تاءثير از هنر اروپا اين نقشها نيز متحول گرديد و طرحهايي از انسان و اشيا وارد اين هنر گشت .
صنعت معرق كاري در قرنهاي 9 و 10 هجري قمري به منتهاي ترقي خود رسيد در اين دوره مراكز مهم معرق كاري تهران ، اصفهان ، يزد ، كاشان ، هرات ، سمرقند و تبريز بود .
قرنها بعد اين هنر توسط استاداني همچون استاد حسين طاهر زاده ، پرويز زابلي ، احمد رعنا ، علي و خليل امامي و عباس شهميرزادي در چوب نمايان شد.
شكل اوليه معرق بر روي چوب با آنچه كه امروزه انجام مي گيرد تفاوت داشت . در آن زمان ، هنر معرق بر چوب به اين صورت بود كه ابتدا محل نقوش و طرح مورد نظر بر روي وسيله چوبي كه مي توانست يك دريا سطح ميز ويا تكيه گاه صندلي و ... باشد با كارد كنده مي شد، سپس چوبهاي اصلي را كه قراربود در طرح جايگزين گردد ، در محلهاي كنده شده جايگذاري كرده و مي كوبيدند ،به طوري كه سطحي كاملا" يكدست ايجاد گردد.
بعدها شهميرزادي ، روش ساختن زمينه اي غير از اشيا را ابداع كرد يعني كار معرق را بر روي زمينه چوب به صورت تابلوي امروزي انجام داد و پس از آن توسط عزيزا ويزاني ، سبك زمينه مشكي با استفاده از مواد شيميايي در معرق شكل گرفت .
صدف و خاتم نيز توسط دو هنر مند ديگر به نامهاي محمد طاهر امامي و اكبر سريري وارد كار معرق چوب گرديد .








